تبليغاتX
روستای فطرت آباد
گاه نوشتهای ادبی، فرهنگی و اجتماعی محسن حسام مظاهری

آگهي

25 شهريور 85

 

 

بسمه تعالي

بدین وسیله به اطلاع می رساند

صاحب اين وبلاگ

محسن حسام مظاهري

مدتي است

در كوچه پس كوچه‌هاي نفس خود

گم شده است.

خواهشمند است

در صورت مشاهده‌ي هرگونه نشاني از وي

مراتب را سریعاْ اطلاع داده

و خانواده‌اي را از نگراني برهانید.

لازم به ذكر است

نامبرده

دچار اختلال حواس مي‌باشد.

 

باتشكر

خدا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385   توسط محسن حسام مظاهری  | 

امير قافله

به خاكپاي حضرت صاحب

12 خرداد 85 ـ اصفهان

 

امير قافله! از پا فتاديم

كمي آهسته­تر، اين پا عليل است

كه شوق با تو بودن، بس كثير و

توان و تاب­مان، اما، قليل است

 

 

امير قافله! رحمي، نگاهي

كه مركب­هايمان در گِل فروماند

تو رفتي و براي ما نهادي

يكي بغضي كه آن هم در گلو ماند

 

امير قافله! ما ناله، ما آه

براي ما، همين يك سهم مانده­ست

نگاه تشنه­مان را، چون سرابي

در آن­سوي افق، ردّي ربوده­ست

 

امير قافله! دير است، باز آي

كه دل­هامان، اسير رنج و درد است

كه اين­جا، بي­كس و بي­هم­زبانيم

كه بي مهر رخت، اين شام، سرد است

 

امير قافله! دير است، برگرد

هوا دارد به سردي مي­گرايد

امير قافله! بازآ كه بيم است

ز خوف خصم، جان­هامان درآيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385   توسط محسن حسام مظاهری  |